نفس انسان هیچ وقت سیر نمی شود اگر هر آنچه در دنیا هست در حد کمالش برای انسان فراهم بشود و با خیال راحت و آسودگی- نه از روی اظطراب و نگرانی- از آن ها بهره برداری کند باز هم این نفس سیر نمی شود.
اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ نَفْسٍ لا تَشْبَعُ
خدایا پناه می برم به تو از نفسی که هیچ وقت سیر نمی شود بارالها پناه می برم به تو از نفسی که هیچ وقت قانع نمی شود.
و از طرف دیگر ما تمام امکانات وهمتمان را جمع کنیم که این نفس را سیر کنیم؛ هر چه می خواهد می دهیم چه از حلالش باشد چه از حرامش.
نتیجه کار در این صورت چی می شود آیا غیر از بیهوده گی و وقت گذرانی و آفات ثمره ای خواهد داشت. آیا سبب دوری ما از خدا و نزدیکی به سوی شیطان نخواهد بود.
آری! یقینا ثمره ای غیر از آلوده شدن به زشتی ها و پلیدیها نخواهد داشت.
پس حالا که این طور هست:
ای نفس من! ای دشمن ترین دشمنان من! تا کی می خواهی مرا به بیراهه ببری تا کی می خواهی مرا از معبودم که باید تمام وجودم در پرتو عشق وعلاقه او سیر شود دور می کنی و مرا به پرتگاه سقوط و نا بودی می کشی.
دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.
اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.
آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است .
اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید .
افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.
پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر .
کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم .
کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید .
انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند .
تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است .
دشوارترین قدم، همان قدم اول است .
عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید .
آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد .
وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید .
من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.
One song can spark a moment یک آهنگ می تواند لحظه ای جدید را بسازد One flower can wake the dream یک گل میتواند بهار را بیاورد One tree can start a forest یک درخت می تواند آغاز یک جنگل باشد One bird can herald spring یک پرنده می تواند نوید بخش بهار باشد ادامه مطلب... |
روز خبرنگار بر اصحاب قلم و اندیشه و فعالان عرصه اطلاع رسانی مبارک باد
365 برگ از تقویم رومیزی دفتر را تورق نمودیم تا به صفحه هفدهمین روز از پنجمین ماه سال رسیدیم که در آن نوشته شده بود: روز خبرنگار
تو از سرزمین داغ خبرها می آیی.
تو انسان ها را از حال همه آگاه می کنی،
تو خبر خونریزی لاله را هنگامی که او را از قتلگاه پاییزی دشت، به بیمارستان خصوصیِ گلخانه می بردند، به باد می گویی، تا نهال های جوان را از قیام سرخ بهار، اطلاع دهند.
خبرنگار، ای روایتگر روشن خرد! زیر چتری از انفجار، انزجار خویش را از بمب های خوشه ای خشم اعلام می داری.
خبرنگار! ای کاش می شد تا دست دسیسه پروران را می گرفتی و تا نزدیک ترین نقطه منتهی به ناامنی و نیستی، پیش می بردی، تا معنای موج و زخم، آتش و فریاد انتقام را به نَفس های خفته انتقال دهی.
آه، خبرنگار! تنها لنز توست که می تواند پرده از مافیای منفور فقرآفرین بردارد و چهره مچاله شده آتش آفرینان را نمایان سازد.
قلم به دست بگیر و خاطرات خمپاره خورده ات را بنویس تا وجدان های خفته انسان، این نفرت های روبه رشد را به بیداری وا داری.
خبرنگار!
تویی که می توانی مخاطره را مخابره کنی.
تویی که می توانی رادارها را ر ام مرام و جسارت جنگ ستیز خویش کنی.
تویی که می توانی با یک تلگراف، تبسّم را به دورترین نقاط زمین، به دورترین نقاط تاریخ، هدیه دهی.
خبرنگار!
برایم بنویس از ستارگان مفقود الأثری که ارثیه آن ها زخم بود و داغ. برایم بنویس از گل های شیمیایی شده ای که در آخرین نفس خویش پرپر می شوند.
به امید روزی که سبزترین خبر را درجمعه موعود، به همه خبرگزاری های عالم، مخابره کنی
سلام دوستان گلم امیدوارم حالتون خوب باشه
چند وقت بود نبودم چون تصادف کرده بودم و الان هم دوران بهبودیم را سپری میکنم
ازتون میخام قدر سلامتی و بدن سالمتون رو بدونید و همیشه شکرگزار خداوند مهربان باشید.
وقتی تصادف کردم خیلی درد داشتم چون پام و سرم شکسته شدند ولی الحمدلله خطر خلی جدی نبود ولی بازم خیلی درد داشتم
خلاصه خدا را شکر میکنم و برای همه مریضان جهان شفای عاجل را دارم. البته مریضی باید باشه تا انسان سرمست نشه و حواسش جمع بشه.
قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.
هر کاری که با نام خدا آغاز نشود ابتر است
روزی مردی نزد شیوانا آمد و از فقر و تنگدستی گله کرد. او گفت که در دهکده زمینی کوچک و کلبه ای محقرانه دارد و متاسفانه دخل و خرجش کفاف تامین معاش خانواده را نمی دهد و هر روز از روز قبل فقیر تر و تنگدست تر می شود. او گفت که در دهکده برای او کاری نیست و تمام اهل خانه چشم امیدشان به اوست تا کاری برای خود دست و پا کند و درآمدی کسب نماید. اما هیچ کاری پیدا نمی شود و او نمی داند که چه کند؟
شیوانا از مرد پرسید:" اگر تو همین الآن در راه بازگشت به خانه بمیری و از دنیا بروی. خانواده ات چه می کنند!؟ "
مرد فکری کرد و گفت:" خوب آنها اول برایم عزاداری می کنند و بعد چون گرسنه هستند و باید برای خود غذایی دست و پا کنند هـر چـه دارند را جمع می کنند و زمین و کلبـه را می فروشند و بــه شهر دیگــری می روند و در آنجا دسته جمعی کار می کنند تا خودشان را سیر کنند. "
شیوانا از مرد پرسید:" اگر همین الآن زلزله ای بیاید و همه چیز حتی همان کلبه و زمین را از بین ببرد و چیزی برای فروختن و کسی برای خریدن در دهکده باقی نماند اما تو و خانواده و بقیه اهل دهکده به فرض محال زنده بمانید، آنگاه چه می کنید؟"
مرد تنگدست فکری کرد و گفت:" خوب ! اندکی قوت لایموت جمع می کنیم و دسته جمعی به شهر دیگری مهاجرت می کنیم و دسته جمعی هر جا کاری بود مستقر می شویم و زندگی کولی وار را شروع می کنیم!"
آنگاه شیوانا تبسمی کرد و گفت:" خوب! حتما باید بمیری و یا حتما باید زلزله ای بیاید تا تو و خانواده ات به خود تکانی بدهید و مهاجرت را شروع کنید.
تا زنده ای کمی تلاش به خرج دهید و اگر لازم آمد همین امشب مهاجرت را شروع کنید.
- گلاب برای بیماری های گوارشی مانند نفخ، دل به هم خوردگی و اسهال مزمن مفید است.
- گلاب در رفع دردهای روماتیسمی نیز موثر است.
- از بُخور آن می توان برای درمان گلودرد و بیماری های تنفسی استفاده نمود.
- گلاب ، قلب و معده را تقویت می کند، اضطراب را از دل دور می کند. براى معالجه اشخاص گرمازده، بهترین راه خورانیدن گلاب همراه با مقداری یخ است، به قدرى که تولید قى نموده و صفرا را خارج نماید.
- گلاب بهترین نوشیدنی برای کــسانی است که دچار خونریزی سیـ-ـنه و گلو هستند.
- گلاب ناراحتی سیــنه را از بین می برد و از ابتلا به بیهوشی جلوگیری می کند.
- نوشیدن گلاب خنک، گرمی درون را از بین مى برد و بدن را تقویت مى کند.
- بوییدن گلاب براى تقویت قلب و رفع بیهوشى و تقویت حواس باطنى مفید است.
- براى معالجه اشخاص گرمازده، بهترین راه خورانیدن گلاب همراه با مقداری یخ است، به قدرى که تولید قى نموده و صفرا را خارج نماید.
- نوشیدن و بوییدن «گلاب» سردرد را برطرف می کند، مخصوصا سردردى که در اثر استنشاق هواى آلوده یا شنیدن سر و صدا باشد.
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست
تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست
قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو؟
گاه گاهی که کنارت بنشینم،کافی ست
گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم ، کافی ست
آسمانی تو ! در آن گستره ، خورشیدی کن
من همین قدر که گرم است زمینم ، کافی ست
من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم ، کافی ست
فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز
که همین شوق مرا خوب ترینم ! کافی ست ...
عدم موفقیت برخى در کارها و آنچه طلب مى کنند، نه بدان است که بگوئیم از ابتداء تقدیرشان چنین بوده و نباید به خواسته هاى مشروع خود برسند. بلکه بدان جهت است که احیاناً بدون برنامه صحیح و تدبیر درست اقدام به انجام مى کنند. اینها باید به جستجوى علت عدم موفقیت باشند. اگر علت خارج بودن عمل از عهده شخص است. طبیعى است که مواجه با شکست خواهد شد. ضعف فکرى، بدنى و سلامت جسمانى باعث فائق نیامدن بر مشکلات است. انتظار فرد اگر بیش از توانایى او در ابعاد مختلف باشد و هرگز به سعادت نمى رسد. گاهى شخص قدرت فکرى بدنى دارد. لکن مانع خارجى وجود دارد مثل این که پدر و مادر دختر موافق با ازدواجش با فلان جوان نیستند. و یا فقر مالى سبب رسیدن به آرزوها و خواسته ها هست. و یا این که که پیگیر و جدّى در رسیدن به خواسته اش نیست.
بنابراین شخصى که از رسیدن به خواسته اش محروم شده، پس از علت یابى باید ارزیابى بکند. اگر قادر است. علت و مانع را از میان بردارد، هر چند با زحمت و تلاش و زمان طولانى باشد باید اقدام کند. و اگر به هیچ وجه قادر نیست، خواسته و هدف دیگرى را جانشین آن کند. و یا اگر در یک هنر موفق نمى شود هنر دیگرى را جانشین آن کند. و در هنگام رفع موانع آرامش روحى و اطمینان به نفس را حفظ کند.
و صبر را که رأس ایمان است، ابزار کارش قرار دهد.
ابوبصیر مى گوید: شنیدم امام صادق((علیه السلام)) فرمود : آزاد مرد در همه احوال آزاد مرد است، اگر گرفتارى برایش پیش آید، صبر کند و اگر مصیبتها بر سرش ریزد، او را شکسته نکند، اگر چه اسیر شود و مغلوب گردد و سختى جایگزین آسایشش شود. چنانکه یوسف صدیق امین ((صلى الله علیه وآله)) را بردگى و مغلوبیت و اسارت زیان نبخشید، و تاریکى و ترس چاه و آنچه بر سرش آمد زیانش نزد تا خدا بر او منت گذارد و ستمگر سرکش را بنده او کرد، بعد از آن که مالک او بود، خدا او را به رسالت فرستاد و به سبب او به امتى رحم کرد. صبر این چنین است و خیر در پى دارد، پس شکیبا باشید و دل به شکیبائى دهید تا پاداش ببینید.
نکته لازم و آخر آنکه اساساً این جهان بینى درست نیست که ما براى کامیابى آمده ایم . قرآن مى فرماید آیا انسان به هر تمنا و خواهش باید دست یابد؟ (سوره نجم آیه 23) خیر ! خداوند نا محدود و انسان محدود و نقد طلب است . خداوند قصد تربیت و رشد آدمى را دارد. بنابراین محرومیت چند فایده دارد. گاه به اشتباهات آگاهى مى دهد، گاهى از بت ها و وابستگى ها جدا مى کند و گاهى در آینده مصلحت هاى برتر را نشان مى دهد.