برای آوای عزیزم:
به او بگویید دوستش دارم
طاقت دوریشو نداشته و ندارم. چند بار با هم قهر کردیم . با هم دعوا کردیم . اما
بازم پیش هم برگشتیم
دلم واسش تنگ شده، دلم واسه جوجو گفتنش تنگ شده، دلم واسه....
بهم میگه دروغگو...
ولی به خدا که عشق من بهش عشق حقیقی بود، من واقعا دوستش دارم
میگن تو انوچرا اینقدر دوستش داری
میگم تقصیر دله، بی اختیار دوستش دارم
حالا اون بهم میگه ....!!
خیلی بی انصافیه
من که با خوب و بدش ساختم
ولی شما به او بگویید دوستش دارم .....
می دونم اونم دوستم داره .....
چهار کلید موفقیت شغلی
چهار کلید موفقیت شغلی وجود دارد که می تواند شما را به شخص
با ارزشتری
تبدیل کند، توانایی های شما را مؤثرتر عرضه می کنند و شما را در حرفه
خود با سرعت بیشتر به موفقیت برساند. این چهار کلید عبارتند از:
تخصص، تمایز، تقسیم بندی و تمرکز.
1ــ تخصص عبارت است از توانایی شما در
بکار بستن. انتخاب این قسمت که در چه
زمینه ای تخصص داشته باشید در موفقیت بلند مدت شما بسیار را تعیین کننده
است. شما در چه زمینه ای تخصص و مهارت دارید؟
2ــ تمایز
عبارت است از اینکه چگونه خود را در یک یا چند زمینه که تخصص
دارید یا کارایی شما بهتر است برتری خود را نشان دهید. توانایی شما در
متمایز کردن خود براساس کیفیت کار بالا بسیار مهم و کانون فعالیت شغلی شماست.
همانطور که یک سازمان باید حداقل در یک زمینه برتری داشته باشد تا رونق
لازم را پیدا کند. شما هم به عنوان یک فرد باید حداقل در یک زمینه کاری
برتر باشید. اگر از کارفرما یا کارمندان شما درباره شما بپرسند:«برتری
او در چه زمبنه ای است؟» آنهاچه جوابی در مورد شما خواهند داد؟ در
کدام قسمت کار شما برجسته هستید؟چه کاری را بهتر از هر کسی انجام می
دهید؟ چه کاری را اگر شما انجام دهید سود زیادی نصیب سازمان شما می شود.
3ــ تقسیم بندی عبارتست
از توانایی شما در مشخص کردن افراد و سازمانهایی که سود
بیشتری برای شما دارند. نحوه کار بدین صورت است که شما به طور واضح مهمترین
مشتریان خود را مشخص می کنید. و برای جلب رضایت این گروه خاص از مشتریان
تصمیم گیری می کنید.
4ــ تمرکز
عبارتست از توانایی شما در تمرکز ذهنی برای روی خدماتی است
که برای آن شخص یا سازمان اهمیت دارد.
این چهار استراتژی (تخصص، تمایز،
تقسیم بندی و تمرکز) نقطه کانونی حیاتی برای رسیدن به دست آوردهای فوق
العاده در سازمان و حرفه شماست.
از خود بپرسید:« کدام مهارت است که اگر
آن را در خود تقویت کنید بیشترین اثر مثبت را در
حرفه شما به جا می گذارد؟ پاسخی که به این سؤال می دهید را به عنوان یک
هدف بنویسید و برای آن یک ضرب العجل تعیین کنید.برای خود طرح و نقشه داشته
باشید و برای رسیدن به هدف پر تلاش باشید تا بر آن نائل شوید. این کلید
واقعی رسیدن به موفقیت شغلی است.
موفق باشید.
* هرگز سر یکدیگر داد و فریاد نکنید، مگر اینکه خانهتان آتش گرفته باشد.
* هیچوقت هر دو در یک زمان عصبانی نشوید.
* اگر قرار است یکی از شما در یک بحث پیروز شود، بگذارید آن یکی همسرتان باشد.
* اگر میخواهید انتقاد کنید، این کار را با عشق انجام دهید.
* سعی کنید حداقل روزی یکبار حرفهای محبتآمیز به شریک زندگیتان بزنید.
* برای اینکه جام زندگیتان همیشه از عشق لبریز باشد، باید زمانیکه
حق با شما نیست خطایتان را بپذیرید و زمانیکه حق با شماست، سکوت اختیار
کنید.
* هیچ ترازویی برای اندازهگیری عشقی که میتوانیم به دیگران و خودمان
بدهیم، وجود ندارد. پس سعی نکنید بسنجید آنقدر که محبت کردهاید آن را
دریافت کردهاید یا نه.
* پول موضوع زندگی نیست. ابزار زندگی است. اگر نتوانستید به موقع ابزارتان را پیدا کنید، حتماً ابزار دیگری هم به دردتان میخورد.
* تبسم خرجی ندارد ولی سود بسیار میدهد، لحظهای بیش پایدار نیست، ولی یاد آن در سراسر عمر باقی میماند.
* برنامهریزی، آینده را به زمان حال میآورد، از اینرو شما میتوانید کاری درباره آن انجام دهید.
* گاهی به خودتون هدیه بدهید و به خودِ درونی نشان دهید که برایش ارزش قائلید.
بوی بهار در اسفند
بوی فروردین در هوای اسفندماه پیچیده بود. پیرمرد بیمار، نحیف و رنجور در رختخوابش نیمخیز شد. از پنجره تلألو پرتو خورشید به داخل اتاق میتابید. عطسهاش گرفت. به یاد حرفهایش در آغازین روزهای فصل زمستان افتاد که گفته بود: «اگر از این زمستان هم جان سالم به در ببریم تا سال دیگر، خدا بزرگ است.» عطسهای کرد. بلند شد و تبسم را بر گونهاش جاری ساخت. به سمت پنجره رفت. بوی بهار را از بیرون پنجره استشمام کرد. به سمت تختخواب برگشت. رختخوابش را جمع کرد.
دیدار بهار
روزهای آخر اسفند بود. آدم برفی آرزو داشت بهار را ببیند، اما تا آمدن بهار او باید میرفت. پس دستهایش را به سوی خورشید دراز کرد...
حسرت
اواخر اسفند است. بچهها را بردهام برای خرید عید. چشمهایم خیس است. در حسرت آن شبی هستم که وقتی پدرم آمد و با اشتیاق لباسی که برایم خریده بود، نشانم داد، من آن را پس دادم و گفتم: این هم شد لباس؟! و چشم پدرم خیس شد.
سین هفتم
بوی بهار را با تمام وجود حس میکنم. روبهروی قاب عکسات مینشینم و سینهای سفره را دوباره میشمارم: ساعتهای بی تو بودنم، سالهای چشمانتظاریام، سبزی بهارهای رفته، سرخی روی چفیه و پلاکات با انگشتری سبز رنگت و صفحات سفید دفترچه خاطراتت که نیمه تمام برایم آوردند و گفتند که تو دیگر نمیآیی، اما نه! سین هفتم را سالی که در پیشرو داریم، میشمارم و همانند سالهای پیش به خودم امید میدهم که امسال، سال آخر است و تو میآیی.
کفش
این عید هم کفش نو نداشت. چقدر ذوق کرد وقتی زن همسایه این کفشهای نو را به او داد.
کفشهای کهنهاش را سر کوچهشان انداخت و کفش جدید را پوشید. هنوز به سر خیابان نرسیده بود که احساس کرد کفش پاهایش را زده، خیلی کوچک بود. به سر کوچهشان برگشت. دید پسری کفشش را برداشته و میخواهد بپوشد. به پاهای پسر نگاه کرد کوچکتر از پای او بود. به پسر گفت: در بیار، این کفش را بگیر، اونی که دستته مال من.
پسر خندید. کفش را پوشید و رفت. صبح که خواست بیرون برود پشت در خانه یک کفش جدید بود؛ اندازه پاهایش. به پنجره همسایه نگاه کرد.
صلهرحم پیامکی
یادش به خیر، عید سالهای کودکی، بازار دید و بازدیدهای فامیلی حسابی داغ بود؛ همهجا بوی شادی و رضایت میداد، دیدن بچههای فامیل و خوشو بش کردن با آنها، حلاوت خاصی داشت.
اما این سالها، دیگر از آن دید و بازدیدها خبری نیست و به برکت وجود تلفن، مادر بزرگ و پدر بزرگ تنها کسانی هستند که تبریک ما را حضوری دریافت میکنند. مشغلههای زندگی و دوری مسافت، حتی مجال سر زدن به نزدیکترین بستگان را هم از ما گرفته است.
و امسال عید وقتی پیام تبریک کوتاه یکی از نزدیکترین بستگانم را روی صفحه تلفن همراهم خواندم، با خود اندیشیدم که به برکت وجود این فناوری، دیگر حتی صدای نزدیکانمان را هم نمیشنوم.
گزینگویههای خانوادگی
* اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر.
* ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب میشود و گاهی هم بسیار بد.
* ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود.
* ازدواج همیشه به عشق پایان داده است.
* اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است.
* انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم.
* با زنی ازدواج کنید که اگر «مرد» بود، بهترین دوست شما می شد.
* تا یک سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند
* پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید.
* خانه بدون زن، گورستان است.
* تنها علاج عشق، ازدواج است.
* ازدواج پیوندی است که از درختی به درخت دیگر بزنند، اگر خوب گرفت هر دو «زنده» میشوند و اگر «بد» شد هر دو میمیرند.
* شوهر «مغز» خانه است و زن «قلب» آن.
* قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال، شش نظریه داشتم، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریهای نیستم.
دَربَند یکی از محلههای تهران پایتخت ایران است.
دربند از دهکدههای قدیمی شمیران و در شمال باغ سعدآباد است. محله دربند از مناطق خنک و گردشگری تهران است.
توچال، قلهای در شمال تهران میباشد که بخشی از دامنه رشتهکوههای البرز است.سلام دوستان عزیزم
امیدوارم ایام پاییزی قشنگی رو داشته باشید و در آغوش گرم
خانواده شاد و سربلند باشین.
جهت آشنایی شما عزیزان با اعتیاد در دو قسمت درباره اعتیاد
این معضل بزرگ جامعه، مطالبی مینویسم امیدوارم
که بدردتان بخورد.
یکی از معضلات عمده جهانی در حال حاضر مسئله اعتیاد است. اعتیاد
عامل بروز بسیاری از آسیب های اجتماعی و نابسامانی های خانوادگی و فردی است. تحلیلی
پیرامون پدیده اعتیاد یکی از معضلات عمده جهانی در حال حاضر مسئله اعتیاد است.
واژه اعتیاد از نظر لغوی، اسم مصدر عربی از ریشه " عاد
" است که در فرهنگ لغت معین، به مفهوم عادت کردن و خوگرفتن می باشد. در فرهنگ
نامه دهخدا، اعتیاد به مفهوم" پیاپی خواستن چیزی " آمده است. سازمان ملل
متحد (1950) اعتیاد را این گونه تعریف کرده است: " اعتیاد، مسمومیت حاد یا
مزمنی است که برای شخص یا اجتماع زیان بخش می باشد و از طریق استعمال داروی طبیعی یا
صنعتی ایجاد می شود.
طبقه بندی
مواداعتیاد آور
توهم زاها
(Hallucinations)
کانابیس
یا شیره گیاه شاهدانه (CANNABIS)
مواد مخدر
سستی زاها
(مسکنها – خواب آورها)
آرام بخش ها
چسب و مواد
فرار (مواد استنشاقی)
محرک ها
سلام دوست عزیزم
امیدوارم که ایام پاییزی خوبی داشته باشی امروز در مورد خوش اخلاقی میخواهم صحبت کنم.
کسیکه
خوش اخلاق باشد،با مردم خوشرفتارى کند،با لب خندان سخن بگوید،در مقابل
حوادث و مشکلات بردبار باشد،محبوب همه است،دوستانش زیادند،همه دوست دارند با او
معاشرت و رفت و آمد کنند،عزیزو محترم است،به ضعف اعصاب و بیماریهاى
روانى مبتلا نمیشود،برمشکلات و دشواریهاى زندگى پیروز میگردد،از زندگى
لذت میبرد،و برمعاشرانش خوش میگذرد.
امام
صادق علیه السلام فرمود:«هیچ زندگانى گواراتر از خوش اخلاقى نیست.»
اما کسیکه
بد اخلاق باشد،با صورت درهم کشیده با مردم ملاقات کند،در مقابل حوادث
و ناملایمات داد و فریادش بلند شود،بیخود داد وقال راه بیندازد،تند خو
و بد زبان باشد زندگى تلخ و ناگوارى خواهدداشت،خودش همیشه ناراحت و معاشرینش
در عذابند،مردم از او متنفر واز معاشرتش گریزانند،آب خوش از گلوى خودش
و معاشرانش پائین نمیرود،خواب و خوراک درستى ندارد.براى انواع بیماریها
مخصوصاضعف اعصاب کاملا آمادگى دارد،همیشه اوقاتش تلخ و آه و ناله اش
بلند است،دوستانش کم اند،محبوب کسى نیست.
پیغمبر
اسلام صلى الله علیه و آله فرمود:«آدم بد اخلاق نفس خودش را در رنج و عذاب دائم
قرار میدهد.»
خیلی 1- مرد هر چند 2- نه شما 3-داشتن |